سیگنال فارکس   سایت بتکارت   Betcart   بتکارت   لایسنس رایگان نود 32   یوزر پسورد نود 32   سئو سایت   سفارش رپورتاژ آگهی   خرید دستگاه لیزر مو   لایسنس نود32   آپدیت نود 32   بک لینک   
 تفريحي سرگرمي تفريحي سرگرمي .

تفريحي سرگرمي

شايعه تشكيل استان جديد خليج فارس

نتيجه بي مهري به مردم بندرلنگه و لارستان

اخيراً بحث ايجاد يك استان جديد با عنوان استان «خليج فارس» از زبان جباري نماينده غرب استان هرمزگان مطرح شده و هر چند وي در مصاحبه ديگري با روزنامه صبح ساحل اين حرفها و توافقات پنهاني با حسني نماينده لارستان را تكذيب كرده و گفته كه هرگز حاضر به جدا شدن گوشه اي از خاك هرمزگان نيستم اما در عين حال تاكيد كرده كه اگر قرار باشد بخش هايي از غرب استان هرمزگان را در قالب استاني جديد با بخش هايي از ديگر استان ها تركيب كنند، بايد شهرستان بندرلنگه به عنوان مركز استان جديد مطرح شود.

با اين اظهار نظرها مشخص است كه اين خبر صحت دارد و به عقيده بنده، ممكن است برخي از اهالي بندرلنگه و غرب استان نيز با آن موافق باشند، زيرا بي مهري هاي زيادي از سوي مسئولان استان نسبت به مردم بندرلنگه و غرب استان روا داشته مي شود. اين بي مهري ها حتي در خبرهاي صدا و سيماي مركز خليج فارس نيز به خوبي نمايان است. همانگونه كه اهالي لارستان از بي مهري هاي مسئولان استان فارس گله مندند و خواهان ايجاد استان جديدي در جنوب فارس هستند، اهالي غرب استان هرمزگان هم گله مندند و دردي مشترك دارند. اين درد مشترك ممكن است آنها را با هم متحد كرده و يكصدا خواهان تشكيل استان خليج فارس شوند. خواسته ناحقي هم نيست و اگر مردم اين مناطق مصمم باشند و دولت و مجلس هم تصويب كنند، عملي خواهد بود. مگر استانهاي ديگري مثل خراسان جنوبي و خراسان شمالي و ... كه تشكيل شده، باعث كينه و دشمني ميان مردم آن مناطق شده اند؟! پس نبايد نگران بود و اجازه بدهيم مردم هر منطقه براي خودشان تصميم بگيرند. شايد از اين طريق پيشرفت بيشتري نمايند. به هر حال پيشرفت هر گوشه از اين مرز و بوم، موجب پيشرفت و سربلندي ايران عزيز خواهد بود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۰۱ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

شعر ديگري براي بچه ها

صدها صدف

وقتي خروس خورشيد

از روشني خبر داد

با موج هاي دريا

صياد خنده سر داد


                       دريا به روي ساحل

                       يك مشت آب پاشيد

                       ساحل پريد از خواب

                       همراه موج خنديد


                                             صياد صورتش را

                                             با موج شستشو داد

                                             وقتي كه موج برگشت

                                             صدها صدف با او داد.

                                                                                   سروده: حسين فريدوني



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۶:۰۰ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

فراخوان جشنواره مطبوعات خليج فارس

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان:

مهلت ارسال آثار نخستين جشنواره ملي نشريات محلي

خليج فارس تا 25 دي ماه تمديد شد

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان از تمديد مهلت ارسال آثار به نخستين جشنواره ملي نشريات محلي خليج فارس تا تاريخ 25 دي ماه خبر داد.

حجت الاسلام مريدي زاده "با اشاره به مطلب بالا افزود: تمهيدات لازم جهت برگزاري هرچه بهتر نخستين جشنواره ملي نشريات محلي خليج فارس درحال انجام است كه فراخوان ارسال آثار جشنواره به تمامي استان ها و نشريات، روزنامه ها، مطبوعات سراسر كشور ارسال شده است.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان اظهار كرد: با توجه به استقبال روزنامه نگاران، خبرنگاران و اهالي مطبوعات مدت زمان ارسال آثار به جشنواره ملي نشريات محلي خليج فارس به مدت 10 روز ديگر تا تاريخ 25 دي ماه تمديد شد.

وي تصريح كرد: تمامي خبرنگاران، روزنامه نگاران و عكاسان نشريات محلي كشور مي توانند آثار خودرا كه در فاصله زماني بهمن 89 تا آذر 90 در يكي از نشريات محلي كشور به چاپ رسانده اند جهت حضور در بخش مسابقه به دبيرخانه دايمي جشنواره مطبوعات خليج فارس ارسال كنند.

 حجت الاسلام مريدي زاده بيان كرد: محور هاي مسابقه شامل دو بخش عمومي " سر مقاله و ياداشت ، مقاله، گزارش، عكس خبري، مصاحبه، تيتر، خبر، طنزو كاريكاتور، صفحه آرايي،بخش ويژه صيانت از خليج فارس و بيداري اسلامي ملت هاي مسلمان " مي شود.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان در ادامه گفت: شركت كنندگان بايد 3 اثر در هر زمينه را به همراه برگ درخواست شركت در جشنواره را ارسال كنند و در بخش عكس نيز، ابعاد اثر حد اقل 20×30 و حد اكثر 40×30 بر روي لوح فشرده قرار گيرد.

دبير جشنواره در پايان خاطر نشان كرد: در بخش مسابقه در هر زمينه سه اثر برتر انتخاب و به نفرات برتر لوح تقدير ، تنديس جشنواره و هداياي ارزنده تقديم مي شود و در بخش نمايشگاه نيز سه غرفه برتر معرفي و تقدير مي شوند.

متقاضيان شركت در جشنواره مي توانند آثار خود را به اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي هرمزگان  دبيرخانه جشنواره ملي نشريات محلي ارسال كنند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۹ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

در ساحل احساس

مجموعه شعر در ساحل احساس

اولين كتابي كه اينجانب منتشر كردم مجموعه شعري است حاوي اشعار خودم و بچه هاي با ذوق استان هرمزگان، استان فارس و برخي از دوستاني كه از ساير نقاط كشور با نشريه «بچه هاي ساحل» همكاري داشتند و شعرهايشان در نشريه به چاپ رسيده بود. من گلچيني از اين شعرها را انتخاب و در كتابي تحت عنوان «در ساحل احساس» در سال ۱۳۷۸به چاپ رساندم.

«بچه هاي ساحل» اولين نشريه ويژه كودكان و نوجوانان استان هرمزگان بود كه به صاحب امتيازي و مدير مسئولي قاسم كرمي و سردبيري اين حقير منتشر مي شد و بعد از يكسال انتشار به «اميد ساحل» تغيير نام يافت و بعد هم با سردبيري محمد حسين رفيعي فعاليت خود را ادامه داد تا اينكه به خاطر چاپ يك كاريكاتور و يك مطلب ديني توقيف گرديد و عاقبت به تاريخ پيوست.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۸ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

داستان كوتاه 2

بهترين يادگار

همين كه پا به درون صحن امامزاده گذاشت، اذان مغرب از بلندگوي امامزاده پخش شد. از اين كه به موقع براي نماز جماعت رسيده بود ته دلش خوشحال بود.

دست خود را بر روي سينه گذاشت و سلامي به امامزاده عرض كرد و به سوي وضوخانه رفت.

توي وضوخانه، جعفر آقا ماهيگير با پسر 10 ساله اش علي را ديد كه مشغول وضو گرفتن بود. جعفرآقا با ديدن او لبخندي زد و گفت: «سلام حاج عباس! التماس دعا.»

- «عليك السلام، محتاجيم به دعا.»

علي كوچولو هم به حاج عباس سلام كرد.

حاج عباس دستي به سر علي كوچولو كشيد و گفت: «سلامت باشي پسرم. خدا حفظت كنه.»

جعفرآقا با پسرش كه وضو گرفته بودند از وضوخانه بيرون آمدند و به سوي محل نماز جماعت حركت كردند. توي راه علي از پدرش پرسيد: «بابا ! اين آقا كي بود؟»

جعفر آقا جواب داد: «اين حاج عباس، رئيس شوراي حل اختلاف محل است. بنده خدا هيچ بچه اي هم نداره و بچه ها را خيلي دوست داره.»

 نماز جماعت مغرب و عشاء كه تمام شد، حاج عباس براي زيارت به داخل حرم امامزاده رفت و مثل هميشه شروع به خواندن زيارتنامه كرد. كار هر روزش بود. هميشه بعد از نماز جماعت مي آمد كنار ضريح امامزاده سيد مظفر (ع) و ضمن قرائت زيارتنامه و فاتحه، با وي درد دل مي كرد.

سالها بود با دلي شكسته به امامزاده مي آمد و تنها آرزويش داشتن فرزندي بود كه از وي به يادگار بماند. اما انگار خواست خداوند اين بود كه وي صاحب فرزندي نشود. با فوت همسرش در سال گذشته، اميدش براي بچه دار شدن را كاملاً از دست داد، اما هرگز از خدا گله نمي كرد و راضي بود به رضاي او.

همه بچه هاي محل را مانند فرزند خويش دوست مي داشت و سعي مي كرد هر كاري از دستش بر مي آيد براي بچه ها انجام دهد. يك مدرسه را هم با هزينه خودش براي بچه ها ساخته بود.

همان طور كه حاج عباس كنار ضريح امامزاده نشسته بود و دعا مي كرد، ناگهان فكري به ذهنش رسيد كه برق خوشحالي آن در چشمانش ديده مي شد.

با خود گفت: «چرا تا حالا به اين فكر نيفتاده ام؟!»

- «من كه هميشه دلم مي خواست پس از مرگم چيزي را از خودم به يادگار بگذارم، اين بهترين يادگار است.»

با اين فكر، شاد و خندان از جا برخاست كه برود و مقدمات وقف كردن خانه اش را جهت ايجاد يك مركز قرآني براي بچه ها فراهم كند. از حرم كه بيرون رفت نگاهي به آسمان انداخت و زير لب گفت: «خدايا به اميد تو». ستارگان آسمان هم ، پر نورتر از هميشه به روي او لبخند مي زدند.

 

نوشته: حسين فريدوني 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۷ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

صدف 220 منتشر شد

نشريه صدف شماره 220 منتشر شد

دويست و بيستمين شماره «صدف» نشريه محلي استان هرمزگان در 8 صفحه با حال و هواي عاشورايي و با مطالب متنوعي از قبيل خبر، گزارش، شعر، حوادث، سلامت و مقاله اي درباره تعزيه ماه محرم در بندرعباس منتشر شد. اين نشريه به صاحب امتيازي مهندس عبدالحميد دلشاد و سردبيري حسين فريدوني به چاپ مي رسد.

ايميل نشريه: sadafnews@yahoo.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۷ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

برگزاري جشنواره مطبوعات محلي در بندرعباس

پنجمين جشنواره و نمايشگاه مطبوعات محلي سراسر كشور بهمن ماه امسال

در بندرعباس برگزار مي شود

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان هرمزگان در يك نشست هم انديشي با مديران و سردبيران مطبوعات محلي استان از برگزاري جشنواره و نمايشگاه مطبوعات سراسر كشور در بهمن ماه سال جاري در بندرعباس خبر داد.

علي مريدي زاده افزود: هر سال جشنواره و نمايشگاه مطبوعات منطقه اي خليج فارس با شركت مطبوعات استانهاي ساحلي كناره خليج فارس در يكي از استانهاي جنوبي برگزار مي شد كه اولين آن در بندرعباس، سپس در بوشهر و زاهدان و چهارمين آن هم در اهواز برگزار شد و قرار بود امسال بار ديگر در استان هرمزگان برگزار شود، اما مسئولان وزارت ارشاد بر حضور همه استانهاي كشور در چنين جشنواره اي كه مزين به نام خليج فارس هست تاكيد دارند. از اين رو از امسال اين نمايشگاه و جشنواره به صورت سراسري برگزار مي گردد و جزئيات و شرايط شركت در اين جشنواره بزودي طي فراخواني اعلام خواهد شد.

 شايان ذكر است پايه گذار اين جشنواره اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان هرمزگان بوده و در چهار جشنواره گذشته مطبوعات استانهاي كرمان، خراسان جنوبي، چهارمحال و بختياري و فارس نيز به عنوان ميهمان حضور داشتند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۶ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

حق داريم آمارهاي مسئولان را باور نكنيم

حتماً خبرنگاران هرمزگان دليل اجرا نشدن اين مصوبه را

از رئيس جمهور خواهند پرسيد

دور چهارم سفر هيئت دولت به استان هرمزگان نزديك است و مسئولان استان سخت در تكاپو هستند تا آمار و گزارشي از اجراي مصوبات دور سوم و مصوبات اجرا نشده دوره هاي گذشته را تهيه و منتشر كنند و دليل به تعويق انداختن سفر هيئت دولت به استان نيز تغيير استاندار بود.

بدون شك مسئولان استان طبق دوره هاي قبل اعلام مي كنند كه نزديك به 100 درصد مصوبات سفرهاي هيئت دولت به استان اجرا شده و يا در دست اقدام است و ما اهالي رسانه نيز بدون پرس و جو و چشم و گوش بسته تمام حرفهاي مسئولان محترم را با آب و تاب فراوان در نشريات و رسانه هاي مختلف انعكاس مي دهيم و به گفته هاي مسئولان هم اطمينان كامل داريم كه هر چه گفتند صحيح است.

اما اين بار به دليل اين كه يكي از مصوبات دور سوم سفر هيئت دولت راجع به اختصاص بخشي از اعتبارات فرهنگي به رسانه ها و احداث فرهنگسراي رسانه بود و خودمان اجرا نشدن آنرا كاملا لمس كرديم حق داريم كه بقيه آمارهاي مسئولان را هم باور نكنيم و با ترديد به آنها بنگريم.

دو سال از تصويب اين مصوبه گذشت و آخر هم متوجه نشديم مسئول اجراي اين مصوبه چه ارگاني است؟! استانداري، ارشاد، صدا و سيما و يا ...؟

سئوال ما اين است كه اگر قرار بود اجرا نشود پس چرا تصويب شد؟

اميدواريم استاندار جديد هرمزگان و مدير كل جديد ارشاد تا قبل از سفر هيئت دولت به استان پيگير اجراي اين مصوبه باشند، زيرا حتماً خبرنگاران دليل اجرا نشدن آنرا از رئيس جمهور خواهند پرسيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۵ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

گزارشي از هجدهمين نمايشگاه مطبوعات

بازديد خبرنگاران هرمزگان از هجدهمين نمايشگاه مطبوعات

 هر سال موسم نمايشگاه مطبوعات كه مي رسيد با هزينه خودمان راهي تهران مي شديم و ضمن بازديد از نمايشگاه، با همكاران و دوستان مطبوعاتي ديداري تازه مي كرديم. امسال نيز هجدهمين نمايشگاه مطبوعات از سوم تا دهم آبان ماه در مصلي امام خميني (ره) تهران برپا شد و ارشاد با هزينه خودش 40 نفر از خبرنگاران و اهالي رسانه را به نمايشگاه مطبوعات اعزام كرد كه اقدامي شايسته و درخور تحسين بود. ما نيز در تاريخ هفتم آبان به اتفاق ديگر دوستان با قطار عازم تهران شديم و صبح روز بعد به نمايشگاه رسيديم. هواي تهران ابري بود و باران نم نم مي باريد و طراوت و شادابي خاصي به ما تزريق مي كرد. در بندرعباس كه از بس سالهاي خشك و بي باران را تجربه كرده ايم كم كم باران برايمان به خاطره تبديل شده است.

به هر حال زير باران لطيف تهران قدم به نمايشگاه مطبوعات گذاشتيم و يكراست به غرفه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان هرمزگان رفتيم و همكاران ارشادي با خوشحالي به استقبالمان آمدند و با چاي، آب ميوه و كيك و ... از ما پذيرايي كردند. بعد از اينكه خستگي از تنمان خارج شد به بازديد از نمايشگاه پرداختيم. در ميان غرفه هاي روزنامه ها چشممان به غرفه روزنامه دريا نيز افتاد و از اينكه به جز غرفه اداره كل ارشاد هرمزگان، نماينده ديگري از استان نيز در اين نمايشگاه حضور داشت خوشحال شديم. كاش روزنامه صبح ساحل، نداي هرمزگان و ... نيز اقدام به ايجاد غرفه كرده بودند. حتي ما هم مي توانستيم غرفه اي به عنوان نشريه صدف در نمايشگاه داير كنيم ولي افسوس كه از اين كار غافل بوديم. اما اميدواريم بتوانيم در نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات غرفه اي را داير كنيم. حضور نشريات در نمايشگاه مطبوعات علاوه بر كسب تجربيات ارزنده براي دست اندركاران آن، تاثيرات مثبتي براي هر نشريه نيز خواهد داشت.

البته انتهاي نمايشگاه را براي غرفه نشريات استاني تعيين كرده بودند كه مناسب نبود. بايد مطبوعات استانها در ابتداي نمايشگاه باشند تا همه بازديد كنندگان به محض ورود به نمايشگاه، آنها را ببينند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۴ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع:

قصه كوتاه

نگراني پدر بزرگ

باران به شدت مي باريد و از چند جاي سقف اتاق چكه مي كرد. مادر در حالي كه مرتب ظرف هايي مي آورد و در محل هايي كه آب چكه مي كرد مي گذاشت تا فرش ها خيس نشود گفت: «اين كه نشد كار، فكري به حال اين چكه ها بكنيد شايد حالا حالاها باران بند نيامد». پدر رو به پدر بزرگ كه در حال قليان كشيدن بود كرد و گفت: «بهتر است سري به پشت بام بزنم و با مقداري گچ درزهاي روي پشت بام را مسدود كنم كه ديگه چكه نكنه».

پدر بزرگ با نگراني از لاي در نگاهي به بيرون انداخت و گفت: رعد و برق شديدي است صبر كن كمي هوا سبك تر شود. پدر جواب داد: «ديگه نميشه صبر كرد». و در آن هواي باراني از اتاق بيرون زد. از انباري مقداري گچ برداشت و سريع  از پله ها بالا رفت. با پاشيدن گچ بر روي درزهاي پشت بام بعضي از چكه ها كمتر شد، اما شدت باران به حدي بود كه هيچي جلودارش نبود.

پدر بزرگ كه نگراني در چهره اش هويدا بود قليان را رها كرد و خود را به در اتاق رساند و در حالي كه آسمان را نگاه مي كرد پدر را صدا زد و گفت: «پسرم زود بيا پايين». صداي پدر آمد كه جواب داد: «هنوز كارم تمام نشده، صبر كن مي آيم.»

پدر بزرگ به داخل اتاق برگشت و كمي قدم زد و دوباره خود را به آستانه در رساند و با صداي بلندتري گفت: «پسرم چرا نمي آيي؟ بيا كه خطرناك است». پدر دوباره گفت: «اجازه بده كارم را تمام كنم مي آيم.» پدر بزرگ هر چه منتظر ماند از آمدن پدر خبري نشد. باران و رعد و برق شدت بيشتري مي يافت و  نگراني پدر بزرگ نيز انگار هر لحظه بيشتر مي شد. پدر بزرگ هر چه فرياد مي زد كه پدر به اتاق برگردد، بي فايده بود. ناگهان ديدم كه پدر بزرگ قنداقه علي كوچولو را از داخل گهواره برداشت و در آن هواي باراني از اتاق بيرون رفت و رو به پدر كرد و گفت: «اگر بچه ات را دوست داري سريع بيا پايين». پدر كه از بالا نظاره گر بود با ديدن قنداقه علي كوچولو داد زد: «پدر! اون بچه را سريع ببر داخل اتاق، سرما مي خورد». پدر بزرگ گفت: «تا وقتي نيايي پايين، او را نمي برم».

پدر كه اين صحنه را ديد سريع همه چيز را رها كرد و سراسيمه از پله ها پايين آمد. پدر بزرگ هم قنداقه علي كوچولو را كه در حال گريه كردن بود به داخل اتاق آورد. پدر در حالي كه كاملا خيس شده بود خود را به اتاق رساند و رو به پدر بزرگ كرد و گفت: «پدر! اين چه كاري بود كه كردي؟ بچه سرما مي خورد و مريض مي شود».

پدر بزرگ لبخندي زد و گفت: «تو نگران سلامتي بچه ات هستي، چه طور توقع داري من نگران سلامتي بچه ام نباشم! چقدر صدايت زدم كه بيا پايين، چرا نمي آمدي؟ تو هم سرما مي خوري و مريض مي شوي».

پدر با شنيدن اين حرف خنده اش گرفت، دست پدربزرگ را بوسيد و گفت: «واقعاً مهر بچه هميشه در دل هر پدر و مادري است و  جانشان را فداي او مي كنند».

                                                                            به قلم: حسين فريدوني



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۵:۵۴ توسط: مينيس وبلاگي در زمينه علمي آموزشي و مطالب سرگرمي از قبيل بيوگرافي داستان و حكايت و مطالب خواندني جالب ميباشد. موضوع: