يك شعر از خودم
تو را مي شناسم
تو را مي شناسم
تو چون آينه
روشن و ساده اي
و مثل پرنده
دلت را به آبي ... به آبي...
به آبي تر از آسمان داده اي
تو همنام باران
تو از جنس شعري
تو را مي شناسم
براي من اي دوست
حرفي بزن!
سروده: حسين فريدوني
برچسب: ،
ادامه مطلب
تو را مي شناسم
تو را مي شناسم
تو چون آينه
روشن و ساده اي
و مثل پرنده
دلت را به آبي ... به آبي...
به آبي تر از آسمان داده اي
تو همنام باران
تو از جنس شعري
تو را مي شناسم
براي من اي دوست
حرفي بزن!
سروده: حسين فريدوني
آيا خبرنگاران هرمزگان صاحب مسكن مي شوند؟
بيش از ۳ سال است كه تعاوني مسكن خانه مطبوعات استان هرمزگان فعاليت خود را آغاز نموده است و عده زيادي از خبرنگاران و اهالي رسانه استان عضو شده اند و تاكنون بيش از ۴۰ ميليون ريال به حساب تعاوني مسكن واريز نموده اند. خوشبختانه پس از روز خبرنگار سال ۸۷ عمليات خاك برداري زمين آن شروع شد ولي ساخت و ساز آن به كندي پيش مي رود. مسئولان تعاوني دليل آن را عدم پرداخت به موقع سهم آورده اعضاي تعاوني ذكر مي كنند. در جلساتي كه برگزار شد ظاهرا هر يك از اعضا بايد حدود ۱۲تا ۱۷ ميليون تومان پرداخت نمايند اما با توجه به وضعيت نامناسب مالي اكثر خبرنگاران بعيد است پرداخت اين مبالغ در توان آنها باشد.
البته وضعيت تعاوني هاي مهر محلات نيز بهتر از تعاوني مطبوعات نيست و به عقيده من دولت اگر واقعا قصد خانه دار كردن اقشار كم درآمد را دارد بايد فكري اساسي تر براي اين موضوع داشته باشد. مثلا مي تواند واحدهاي مسكوني تعاوني هاي مهر محلات و ادارات را با سرمايه گذاري خويش به پايان برساند و به صورت به شرط تمليك به اعضا واگذار كند. در غير اين صورت هيچ يك از اقشار كم درآمد خانه دار نخواهند شد و اين واحدهاي مسكوني نيز نصيب پولداران مي شود.
كارگرم
روزگار مجبورم مي كند دروغ بگويم
كه حالمان خوب است
و غمي در بساط ما پيدا نمي شود
يك بغل خنده داريم
و يك سبد دل خوشي
عادتمان دادند به خودمان هم دروغ بگوييم
هميشه وقت زياد مي آوريم
آنقدر كه خراب مي شويم روي خودمان
يك كارگرم كه گاهي شعر
به سرم مي زند
خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق رويا...
يا به قدرت بيكرانت...
دستانم را توانا كن...
يا دلم را از ارزوهاي دست نيافتني خالي كن...
كارگر را نيست حق اعتراض در قانون...
زندگاني را پشيمانيست وقتي نان نيست...
كارگر بي روضه خوان نوحه خوان...
اشك در چشمانش جاريست...